مرتضى مطهري

398

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

يوسف روح در آن پنهان شده ، زياد نام برده شده ولى مقصود اصلى آنها از تن هواهاى نفسانى است و مقصود ضرورت آزادى روح و دل و عقل از قيد اسارت هوا و هوس است نه از قيد خود تن و لهذا ضرورت ندارد كه الزاماً عليه تن و سلامت تن و بهداشت تن قيام شود . آنچه در اسلام است ، آزادى از قيد بردگى و بندگى هواى نفس است نه از قيد زندان تن كه تن زندان نيست ، مدرسه و دبستان است . 10 . كلبيون . كلبيون غايت وجود و كمال سعادت را در فضيلت و فضيلت را در ترك همهء تمتعات جسمانى و انصراف از دنيا و زندگى و ترك آداب و عادات و رسوم و تحمل فقر و رنج و افتخار به درد و رنج و بازگشت به حالت انسان اوليه دانستند . 11 . جينيزم . رجوع شود به كتب تاريخ اديان و تاريخ فلسفه و تاريخ هند دربارهء جينيزم . گويند مؤسس جينيزم مردى به نام مهاويراست . مهاويرا سلطانى بود كه از سلطنت دست كشيد و مرتاض شد . او رياضتهاى سخت متحمل شد . پيروان او معتقدند كه به دست آوردن پنج هنر فضيلت است : بى آزارى ، خوددارى از دروغ ، خوددارى از دزدى ، خوددارى از كامجويى ، خوددارى از دلبستگى . 12 . راجع به اينكه چگونه شد كه رياضت و رهبانيت و ديرنشينى در مسيحيت راه يافت ، رجوع شود به تاريخ جامع اديان جان ناس ، صفحهء 428 . 13 . راجع به اينكه چگونه شد كه مسئلهء رياضات شاقه در ميان عرفاى اسلامى راه يافت ( هرچند در حد مسيحيت و بوديزم و غيره نيست ) و آيا در اصل اسلام ريشه دارد ، بايد مطالعه شود . در تذكرة الاولياء شيخ عطار برخى رياضتهاى غير مشروع نقل شده ، از آن جمله آقاى پرورش از صفحهء 111 تذكرة الاولياء نقل مىكند كه :